یکسالگی آقافرحان ما
عزیزم یک بهار یک تابستان یک پاییز و یک زمستان را دیدی. از این پس همه چیز دنیا تکراریست.این انسانها هستند که روزها و ماه ها را تغییر میدهند.

عشقم تولدت مبارک
هدیه ات تمامی ستارگان آسمان، تمامی گلهای روی زمین،آواز هرچه پرنده
خوش صداست،تمامی قلبم،همه ی زوایای روحم وسراپای جان وتنم کاش که
بپذیری عشقم را, قلبم وروحم را... عزیزم پاره تنم، نورچشمم، فرزندم
تولدت مبارک



تو آمدی با نگاه های شیرینت با خنده های دلنشینت و با گرمای دلپذیرت، مگر میشود از یاد برد اولین بوسیدنت ، بوییدنت را ... چگونه برایت از شادی دیدنت بگوییم از شوق بی وصفش ...تو آمدی و به زندگیمان رنگ دیگری دادی رنگی چونان رنگ گلهای بهشتی . آن روز عظمت خدا را در دستان کوچک وظریف تو دیدم. و خدا را با تمام ذرات وجودم ستایش کردم. کودک نحیف دیروزم امروز نوگل قوی من است میایستد و با شوق بی وصفی یک قدم به سمتم میآید می توان از نگاهش قدرت رافهمید امید را ،خندهای شیرینش نشان از موفقیتش را دارد. هنوز هم میشود از دستان لطیفت لمس فرشتگان بهشتی راحس کرد. پاکی همانند دریا ،معصومی همچون برگهای پاییزی.
دوست دارم کوچولوی شیرین مامان
بارالهی معبودم توراسپاس کودک دیروزم که حتی توان مکیدن شیره جانم را هم نداشت. هر روز شکوفا تر میشود تراشکر میکنم از الطافت که همانا خود میدانم لایق این همه لطف و کرمت نیستم .


یکسالگی آقافرحان ما
